تبليغاتX
خبرگزاري فارس

خبرگزاري فارس

بخش ميمه

با تشکر از شما دوستان گرامی

از این به بعد میتوانید دیدگاه ها و مقالاتی که توسط اینجانب نوشته میشود را در وبلاگ شخصی ام به نشانی :

http://www.mohsenfakhrian.blogfa.com

مشاهده نمایید.

با تقدیم احترام

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:34  توسط محسن فخريان  | 

اگر بار گران بوديم رفتيم.....

با قبول استعفاي بنده از سمت مسئوليت خبرگزاري فارس بخش ميمه از سوي مديريت خبرگزاري فارس استان اصفهان ، بدينوسيله به استحضار کليه دوستان و همشهريان عزيز ميرسانم از تاريخ 15/2/1389 اين وبلاگ و کليه فعاليت هاي خبري منتسب به خبرگزاري فارس بخش ميمه، تعطيل و پايان يافته اعلام ميگردد.

جا دارد از لطف و تشريک مساعي يکايک مردم فهيم و دلسوز بخش ميمه و نيز از زحمات کليه دوستاني که در اين مدت همکاري لازم و بايسته با خبرگزاري فارس ميمه را داشته اند با نهايت ادب و احترام تقدير و تشکر نمايم و از همه مردم بخش ميمه به دليل قصور و کوتاهي هايي که داشته ام عذرخواهي کنم.

لازم به توضيح است اينجانب همچنان درمديريت روابط عمومي خبرگزاري فارس استان اصفهان آماده خدمت رساني به همشهريان گرامي ميباشم.

با تقديم احترام

محسن فخريان

15/2/1389

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:45  توسط محسن فخريان  | 

شنيدن خبر بازنشستگي آقاي شيباني براي خيلي ها که به ميمه فکر ميکنند و براي ميمه هم دلسوزي بيشتري دارند غيرمنتظره بود.مخصوصا اينکه آقاي شيباني هم مردم را در مقابل عمل انجام شده قرار دادند.

در هر حال ديروز که به ميمه رفته بودم بر اساس هماهنگي هاي قبلي که با آقاي شيباني انجام داده بودم قرار شد بر سر يک سري فعاليت هاي خبری و رسانه ای و خط مشی آینده صبح ميمه و دورنمایی از آن در آينده اي نزديک صحبت کنيم.

وقتي در اين دو روز با برخي از مردم ميمه صحبت ميکردم غريب به اتفاق اين نظر را داشتند که اگر بخشدار بعدي بومي نباشد باز آش همان آش و کاسه همان کاسه است.

بگذريم فقط اين را بگويم که ماحصل صحبت هايي که با آقاي شيباني داشتيم اين شد که دفترخبري بخش ميمه بدون هيچ وابستگي به ارگان يا نهادي در ميمه و با اتکا به پتانسيل داخل جوانان ميمه راه اندازي خواهد شد.

صبح ميمه هم قرار شد با رنگ و بوي تازه اي پا به عرصه گذارد.

بقيه ماجرا را منتظر باشيد تا بعد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 12:40  توسط محسن فخريان  | 

دل گرفته اند آسمان و ابر ، از نگاهشان ، ماه گمشده است

                 بغض من شکست ، آسمان گريست ، تا سپيده بر شانه هاي پل

اين دو بيت بالا مربوط به زماني است که با آقاي سيامک جهانبخش يکي از دوستانم در کنار پل خواجو و کنار آن بيد هميشه مجنون زاينده رود نشسته بوديم و دوست عزيزم غزلي را در وصف همنشيني پل و بيد مجنون گفت.

حالا که دارم اين مطلب را مينويسم آقاي شيباني دوست عزيز و بزرگوارم ، آخرين ساعات دوران کاري خود در بخشداري ميمه را به پايان ميرسانند و اين دفتر را که برگ به برگ و سطر به سطرش براي همه ما يادآور هماغوشي تلخ و شيرين حسرت هاست را ميبندند.

من در اين مدت که افتخار دوستي با ايشان را داشتم از نزديک شاهد خيلي از مسائلي بودم که گهگاه با عنوان دو دوست به دردل ميپرداختيم ، ولي شنيدن خبر بازنشستگي ايشان و جدايي از مسند بخشداري براي من کمي غيرمنتظره بود.

گرچه از سال گذشته تا کنون اين موضوع را به کررات از زبان خود ايشان شنيده بودم ولي در حقيقت ما انسانها در مقابل خيلي از مسائلي که به مذاقمان خوش نمي آيد حتي از فکر کردن به آن نيز فراري هستيم.

براي اين موضوع هم چيزي جز اين براي من متصور نبود.

در هر حال ديشب بعد از اينکه از دفتر تلويزيون شهر به منزل آمدم و مثل هميشه با ورود به اينترنت به صبح ميمه رسيدم ، دلم گرفت.

براي من که در مدت بخشدار بودن آقاي شيباني در بسياري از مراحل در بخشداري حضور پيداکرده بودم ، حتي ساختمان بخشداري هم برايم رنگ و بوي ديگري داشت. بماند که حال و هواي کارکنان بخشداري در اين جدايي ، از من بحراني تر است.

در هر حال با سياه کردن چند سطر و ارسال الکترونيکي آن براي آقاي شيباني کمي از اين دلتنگي خود گفتم .

ديشب قبل از نوشتن به قولي نامه ام وقتي به حضرت حافظ تفال زدم ، اين غزل آمد:

روز وصل دوستداران ياد باد

                                  ياد باد آن روزگاران ياد باد.

من به نوبه خود و به عنوان يک شهروند دور از ميمه ، از آقاي شيباني به خاطر تمامي زحماتي که در اين مدت متحمل شدند قدرداني و تشکر ميکنم و اميدوارم دستگاه هاي اجرايي بخش هم که در اين مدت به وفور و از نزديک با ايشان در تماس بودند در مراسمي به جا و شايسته قدردان زحمات اين عزيز باشند.

براي ايشان آرزومند شاد ترين لحظات در کنار خانواده محترمشان و دوستان عزيزشان هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 14:1  توسط محسن فخريان  | 

تا ساعاتي ديگر انجام ميشود

بازديد هيئت آذربايجاني از قنات تاريخي مزدآباد ميمه

 

( عکس ها از وبلاگ صبح میمه )

خبرگزاري فارس: يک هيئت آذربايجاني متخصص در زمينه قنوات تا ساعاتي ديگر از قنات تاريخي مزدآباد ميمه ديدن خواهند کرد.

به گزارش خبرگزاري فارس از ميمه ، دیدارآقاي مارتين لنك رئيس آژانس بین المللی آذربايجان که در حال حاضر از سوي سازمان بين المللي مهاجرت به صورت مامور ، پروژه هاي عمراني سازمان ملل متحد را بررسي و پيگيري ميکند به همراه آقای طلعت حسين اف رئیس اداره امورقنوات و آب و برق کشور آذربايجان وآقاي روان مهدی يو مديرکل پروژه هاي بازسازي قنوات آذربايجان و آقاي فاميل بايرامف كارشناس اجرائي و سنتي قنات در پي سلسله هماهنگي هاي قبلي است که با مرکز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب ايران واقع در يزد صورت گرفته است.

در همين راستا مهندس مرتضي تفتي کارشناس مرکز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب ايران که در ادامه بازديدهاي خود از اين قنات تاريخي امروز به همراه هيئت مذکور از «مزدآباد » بازديد خواهند داشت با اشاره به مهم خواندن اين بازديد در به ثبت رسيدن جهاني « قنات مزدآباد » در تماس تلفني گفت :

در طي برنامه 8 روزه اي که از سوي مرکز بين المللي قنات براي اين هيئت آذربايجاني در استان يزد مد نظر قرارگرفته شده بود و در خلال جلسات مربوطه ،  فيلم و عکس هاي مربوط به قنات مزدآباد نيز به اين هيئت نشان داده شد که با استقبال فراوان از سوي آنها مواجه شديم .به همين دليل به صورت ناگهاني و با توجه به اصرار فراوان اعضاي هيئت  برنامه اي هم براي بازديد از قنات مزدآباد ميمه گذاشته شد که تا ساعاتي ديگر اين بازديد انجام خواهد شد.

تفتي افزود: شايان ذکر است اين هيئت در كارگاه آموزشي يك روزه با روشهاي مختلف مرمت و باز سازي قنوات که در يزد تشکيل شده بود شرکت کردند.

خبرگزاري فارس به نوبه خود از آقاي دکترسمساريزدي ، رئيس مركز بين‌المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب ايران و آقای مهندس تفتی و دیگر کارشناسان محترمشان به خاطر تلاش‌هاي بي‌دريغشان در راستاي حفظ و احياي قنوات بخش ميمه قدرداني ميکند.
*******************************************
جهت اطلاع همشهریان عزیز که در جریان روند فعالیت های انجام شده بر روی قنات مزدآباد نیستند عرض کنم که اینجانب به لطف خداو کمک و همراهی آقای بخشدار و اعضای محترم شورای کشاورزی میمه موفق شدیم مقدمات ثبت جهانی این قنات تاریخی را کلید بزنیم.
این بازدید هم در ادامه جریان بی تاثیر نیست.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 9:55  توسط محسن فخريان  | 

در پي بروز شايعه تب برفکي

دام‏هاي شهر ميمه گرفتار اين بيماري شدند

خبرگزاري فارس: به دنبال بروز شايعه بيماري تب برفکي در استان اصفهان، اگرچه تمامي دام‏هاي شهرستان شاهين شهر و ميمه، قرنطينه و ورود هر نوع دام تحت کنترل اداره دامپزشکي اين شهرستان قرار گرفت،اما ديروز اين بيماري باعث وارد آمدن تلفات سنگيني به دامدارهاي بخش ميمه شد.

به گزارش خبرنگار فارس از ميمه، بر اساس مشاهده افراد مرتبط با دامداران شهر ميمه در حال حاضر تعداد زيادي از گوسفنداني که در اين بخش به چرا مشغول بودند با شايع شدن بيماري تب برفکي از بين رفتند.

عبدالرضا شيباني بخشدار ميمه که با حضور در صحاري ميمه از ديدن مرگ و مير گوسفندان دچار بهت و حيرت شده بود گفت : اگرچه قبلا تمامي دام هاي اين شهرستان قرنطينه شده بودند و تنها يک مورد بيماري تب برفکي در يک رأس گاو مشاهده و در پي آن، اقدامات بهداشتي در خصوص پيش گيري از شيوع اين بيماري در دام‏هاي شهرستان صورت گرفت اما در حال حاضر تب برفکي، باعث تلف شدن تعداد زيادي از گوسفندان مشغول به چراي اين منطقه شده است.

بخشدار ميمه افزود : تب برفکي ، بيماري عفوني و مختص دام است و در بين دام‏هاي زوج سم از جمله گاو، گاوميش، گوسفند و بز رواج دارد.اگرچه اين بيماري قابل انتقال به انسان نيست و مصرف گوشت دام مانعي ندارد ولي ضرر و زيان وارده از سوي اين بيماري در کاهش چشمگير توليد دام نقش پررنگي دارد به طوري که انتقال تب برفکي به ساير دام‏ها از طريق هواي تنفس به سرعت اتفاق مي‏افتد.

به گفته وي، در حال حاضر بالغ بر 260 راس گوسفند از يک گله دچار اين بيماري شده اند و تلف گرديده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 8:29  توسط محسن فخريان  | 

بالاخره اگر خدا بخواهد و دیگران هم بخواهند یوسف مصاحبه با ریاست دانشگاه آزاد میمه میخواهد از چاه بیرون بیاید.

با درخواست من از رییس دانشگاه آزاد میمه در خصوص تعیین وقت ملاقات برای انجام مصاحبه و ارسال نامه ای کمی رسمی تر از استان برای ایشان ریاست دانشگاه در جواب نامه درخواست سوالات فارس را کردند.

من نیز سوالات را به همراه اصل نامه خبرگزاری فارس استان اصفهان  روز جمعه هفته گذشته در اختیار آقای اسفندی مسول روابط عمومی دانشگاه گذاشتم و قرار شد بقیه ماجرا با هم هماهنگ شود.

خوب من فکر کنم روزشمار دانشگاه را از امروز که این مطلب را در وبلاگ گذاشته ام با هم شروع  کنیم ببینیم این یوسف چند روز وقت میخواهد.

البته سوالات پرسیده شده از این قرارند:

جناب آقاي فقيه حبيبي

رياست محترم دانشگاه آزاد اسلامي واحد ميمه

·        همانطور که احتمالا اطلاع داريد دانشگاه آزاد ميمه در سال 1368 با 4 رشته معدن، فلسفه، علوم تربيتي و زبان و ادبيات فارسي آغاز بكار كرد.در حال حاضر اين دانشگاه از لحاظ رشته هاي تحصيلي در چه وضعيتي است؟چه رشته هايي در چه مقاطعي؟

·        اين واحد دانشگاهي از لحاظ فضاي آموزشي چه وضعيتي دارد و آيا اين وضعيت يک وضعيت نهايي است يا قابل توسعه هم هست؟( اين واحد دانشگاهي در حال حاضر داراي 2 ساختمان آموزشي (امير كبير و پروفسور حسابي)  ، ساختمان اداري ، مجتمع كارگاهي ابن سينا ، ورزشگاه ، خوابگاه كوثر و ساختمان سلف سرويس مي باشد )

·        با توجه به موقعيت کويري منطقه ميمه چه اقداماتي در زمينه زيباسازي و فضاي سبز دانشگاه انجام شده است؟

·        چه اقدامات رفاهي براي دانشجويان مدنظرقرارداده ايد تا تحصيل براي دانشجويان دغدغه نگردد؟

·        آيا طرح هاي توسعه هم براي دانشگاه مد نظر داريد يا نه؟

·        اين طرح ها قرار است در کجا انجام شود؟داخل يا خارج فضاي دانشگاه؟

·        شنيده ها حاکي از آن است که دانشگاه آزاد ميمه قصد خريد زمين در شهرستان همجوار را دارد. در اين باره چه اقداماتي کرده ايد که با توجه به جو حاکم نياز به توضيح دارد؟

·        مسئولين شهري ميمه بر اين اعتقاد هستند که در بخش ميمه زمين براي اين اقدام شما وجود دارد.چرا قبل از اقدام با اين عزيزان مشاوره اي نداشتيد؟

·        و یا اگر هم داشته اید این مذاکرات با چه کسانی انجام شده ونتیجه مذاکرات به کجا انجامیده است؟

·        با توجه به سرانه آموزشي اين واحد دانشگاهي آيا در مرزي هستيد که مجبور شويد با توجه به آئين نامه هاي دانشگاه آزاد اسلامي اقدام به تعديل نيروي انساني موجود کنيد؟

·        فعاليت هاي معاونت آموزشي دانشگاه به عنوان مثال برقراري ارتباط اينترني پرسرعت براي دانشگاه براساس کداميک از اصول قانون تجارت بررسي و اجرا ميشود؟

·        آيا شما در اين مورد مناقصه اي داشته ايد يا با قانون ترک تشريفات مناقصه اقدام کرده ايد؟

·        در ليست شرکت کنندگان آيا از تنها شرکت اينترنتي ميمه نيز استعلام شده؟ظاهرا دانشگاه آزاد ميمه راسا در اين زمينه اقدام کرده و در بخش ميمه هيچ گونه اطلاع رساني در اين زمينه نداشته؟آيا اين صحت دارد؟

·        چه مدرکي براي رد اين مدعا داريد؟

·        چرا دانشگاه آزاد مرکز جوشقان که در زيرنظر کاشان است بايد از جانب ميمه سرويس دهي شود؟

·        آيا پيوستن اين مرکز دانشگاهي به واحد ميمه حقيقت دارد؟

·        ظاهرا تعدادي از دانشجويان اين واحد بالاجبار به اين مرکز فرستاده شده اند؟

·        دريکي از جلساتي که در شهرداري ميمه بودم اين صحبت بين دوستان بود که دانشگاه آزادميمه در چندين سال متوالي از پرداخت عوارض مصوبه خود به شهرداري ميمه عدول داشته.چه توضيحي بر روي اين موضوع داريد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 8:15  توسط محسن فخريان  | 

درخواست

به استحضار شهروندان گرامي ميرسانم در راستاي انجام فعاليت هاي رسانه اي اين واحد خبري و با توجه به آغاز سال جديد و با هماهنگي صورت گرفته با خبرگزاري فارس استان اصفهان ، مدنظر است مصاحبه اختصاصي با شهردارميمه آقاي مغزي انجام گيرد.

لذا از شهروندان عزيز تقاضا ميشود مسائل و مشکلاتي را که در اين مصاحبه وارد دانسته با ذکر مدرک مثبته به اين خبرگزاري اعلان نمايند.

بديهي است اينجانب با شماره همراه 09131067420 نيز در خدمت شهروندان گرامي ميباشم.

با تقديم احترام

محسن فخريان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 13:36  توسط محسن فخريان  | 

جناب آقاي ايراندوست

با سلام و عرض ادب

به استحضار حضرت عالي برسانم که بعد از مطالعه مطلب شما و بر اساس قوانين جاري مطبوعات و خبرگزاری های داخلی بايد به اطلاع شما برسانم که در جوابيه مطلب شما فقط مواردي را که به صورت مستقيم به حضرتعالي مرتبط ميگردد، بنده مجاز به پاسخ گويي هستم، پس قسمت اول مطلب که مربوط به شهرداري يا شوراي شهر يا مسائل جاري شهر ميمه ميباشد را بايد خود حضرات به چالش بکشند و در مقام پاسخ گويي هم به همين صورت.من هم مثل شما که نظر شخصي خود را ذکر ميکنيد نظرات شخصي خود را عنوان کرده ام.

واما در قسمت دوم که من، مطلب مرقومي قبلي شما را به زير تيغ ظاهرا تند نقد کشيدم ، موارد لازم را ذکر ميکنم و از عنوان نکردن موارد غير ضروري پيشاپيش عذرخواهي ميکنم:

نکته اول را اينگونه شروع کنم ، نظر شخصي من هم ممکن است به مذاق خيلي ها گوارا باشد و به مذاق خيلي ها هم زهر. پس قضاوت با خوانندگان است و من هم نميتوانم از قضاوت آنان پرهيزي داشته باشم .شايد آنها هم در استنباط خود نيمه پر ليوان را ببينند و شايد هم ممکن است نيمه خالي ليوان.

در ابتداي مطلب من عنوان کردم که از شما خواهش دارم که تا اين حد از آقاي شهردار به بدي ياد نکنيد ، الان هم درخواست من از شما وهمه دوستان همين است.چرا که تا وقتي از اطرافيان خود به بدي ياد کنيم امکان اصلاح برايمان وجود ندارد.اگر شخصي در هر مقام و مرجعي ايراد دارد و يا خداي ناکرده از انجام وظايف خود سرباز ميزند ، بايد مشکلات را از طريق مراجع قانوني و راه درست حل و فصل کرد.

شايد شما متوجه منظور من از به کار بردن « دعواهاي خانگي ميمه » نشده ايد. براي توضيح عرض کنم هميشه در هر شهري ممکن است بر سر مسائل کوچک يا بزرگ بين مسئولين محلي اختلاف وجود داشته باشد که بعضا اين اختلافات دامنه وسيعي را نيز به خود بگيرد. اين به ذهن من ميشود « دعواي خانگي ». اين دعوا که نبايد به بيرون از خانه کشيده شود، همين اختلافات کوچک و بزرگ موجود و پخش شده در اطراف ما هستند که در دوره امروزي شده اند مايه عقب ماندگي بخش ميمه. تا وقتي که بيروني ها ميبينند ما در اندروني خود مشکل داريم همه چيز را به ديگري واگذار ميکنند . نمونه هاي اين موضوع را به خوبي ميتوان ديد.

من با انتقاد مخالف نيستم، ولي انتقاد سالم با انتقاد جهت دار تفاوت دارد. به قول يکي از دوستان بين نقد و نق فرق بسيار است. وقتي من خود يکي از خوانندگان هميشگي صبح ميمه هستم و به همراه آقاي شيباني آغازگر صبح ميمه از بهمن ماه سال 1382 ، پس دور از انصاف است اگر بفرماييد که : « اگر از ابتدا شما نوشته های من را در  صبح میمه خوانده باشید ، باید به این نکته واقف باشید که..... »

جناب آقاي ايراندوست ، نويسنده محترم ، من با زبان طنز و نقد شما آشنايي کامل دارم. اگر هم از شما خواستم از کسي به بدي ياد نکنيد که جرم نکردم!!

اين خواسته من از شما  فقط به دليل اين است که در اينجا آبروي جمعي ميمه مهم است مثل آن خرد جمعي که شما گفتيد شورايي هاي ميمه ندارند.

در قسمت بوق تبليغاتي دشمن فقط نظر شخصي بوده که من خود عنوان کرده ام  « ان شاءالله که اشتباه کردم ». تهمت يا توهيني در کار نبوده و با اين جوابيه قاطع شما به اين نتيجه رسيدم که اشتباه کردم و در جواب ميگويم:

 « خدا را شکر که لااقل مثل خيلي هاي ديگه شما اينگونه نيستيد »

در هر حال اگر سوءتعبير صورت گرفته بر من ببخشيد.

در قسمت بعد من حقوق شهروندي را زير سوال نبردم بلکه قياس را زير سوال بردم. هنوز هم شما در مقام قياس هستيد و تا وقتي که زاويه ديد خود را تغيير ندهيد بحث به تسلسل ميکشد.اين نکته هم که مشخص است ، مشکلات شهري براي همه آزاردهنده است به ميمه يا شهر ديگر ربط ندارد.

براي جوابيه اين نکته که شهرداري ميمه حتي يک کار عامه پسند هم انجام نداده ، جوابيه را در اخباري که از شهرداري ميمه بر روي رسانه ها وجود دارد جستجو کنيد. فکر کنم دست خالي برنگرديد.

راستي مگر من از وزوان حرف زدم؟؟!!!

اين را قبول دارم که شما در مقابل کاري که ميخواهيد و ميتوانيد براي ميمه انجام دهيد به نوشتن مطالبی درباره کارهای انجام شده يا انجام نشده ميمه با نگاه جدي ميپردازيد و آنها را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار ميدهيد ولي نوشتن « شما را نمی دانم!! » برايم بيشتر جالب است.به نظر خودتان جانب انصاف را رعايت کرده ايد؟؟

از ظواهر امر بر ميآيد که نه من شما را ميشناسم نه شما مرا. ولي لااقل به قول خودتان من در روز تاسوعا و با دوربينم لحظه اي شما را شاد کردم تا جهاني شويد. نه؟

نکته ديگر : ماندن براي بقاي سمت؟ براي پستهاي زودگذر و فاني؟؟  جالب است ؟ نه؟  

درمقابل اين دو موضوع بد نيست سري به ديگر دوستان هم بزنيد . آنجا هم به طور حتم دست خالي برنميگرديد.

وقتي من عنوان کردم قصد ندارم له يا عليه کسي بنويسم الان هم همين را ميگويم . من فقط بر روي نوشته شما چند انقلت اضافه گذاشتم ولي اگر قصد داشتم له يا عليه کسي چيزي بنويسم به يقين به سبک ديگري مينوشتم.

شمشير و قسم حضرت عباس و چکيدن يا فواره زدن خون يا مربا بالنگ در ميمه امري عادي است. جز اين هم از من و شما انتظاري نيست.

راستي بد نيست من و شما سري به شناسنامه هاي خودمان بزنيم. شايد به اين نکته رسيديم که سبک فيلم هاي هندي زمان من با زمان شما کمي تفاوت دارد . چون من در انتهاي متنم نخواستم فيلم هندي بازي کنم ولي شما اگر اين استنباط را داريد بهتر است چند نسخه از فيلم هايي را که ديده ايد برايم بفرستيد تا به دانسته هاي من هم اضافه شود و از اين به بعد به اشتباه يا به درست به سبک فيلم هندي عمل نکنم.

اين چند سطر پاياني مطلب من يا همان « به اميد اينکه » چيزي است که هميشه به باورداشته ، دارم و خواهم داشت.اينها جزء باورهاي من هستند و به هيچ وجه از باورهايم عقب نشيني نميکنم.

نکته ديگر اينکه شکر خدا ، خوانندگان صبح ميمه افراد بسيار باشخصيت و فرهيخته اي هستند که خود بهترين قضاوت را بر روي من و شما دارند.پس لزومي به پرداختن به جزئيات نيست.ولي من اين مطلب را براي صبح ميمه ننوشتم.

تا يادم نرفته بگويم که من وقتي به لغت نامه دهخدا سر زدم ديدم براي لغت «متبادر» توضيحاتي داده که بد نديدم براي به قول خودتان روشني ذهن شما بنويسم :

متبادر { م ُ ت َ دِ } (ع ص ) آن که پیشی گیرد و بشتابد(آنندراج ). پیشی گیرنده . (غیاث ) (از منتهی الارب ). پیشی گیرنده و شتابنده (ناظم الاطباء). || زودرسنده و زودکننده و به سرعت شتابنده بسوی ذهن . (آنندراج)به سرعت شتابنده به سوی ذهن . (غیاث ). مأخوذ از تازی ، هر چیزی که سبقت گیرد و بشتابد و زودتر به نظر آید و بیشتر ظاهر شود. (ناظم الاطباء). آنچه به ذهن خطور کند

متبادر به ذهن ؛ هر آنچه اول به یاد آید(ناظم الاطباء)

در پايان هم شعر به جا و زيبايي نوشتيد.

 اميدوارم روسياهي مان رسوايمان نکند.

در هر حال با خواندن مطلب شما در برخي از نقاط حس کردم از من مکدر خاطر شديد.

 با احترامي که براي شما به عنوان يک برادر بزرگ تر قائل هستم از شما عذرتقصير دارم.

هميشه موفق و پيروز باشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 10:56  توسط محسن فخريان  | 

جناب آقاي ايراندوست در جوابیه پست قبلی مطلبی نوشته اند و علاوه بر درج مطلب در وبلاگشان و ذکر اين نکته که مطلب فوق را جهت درج در وبلاگ فارس نوشته اند از من هم خواسته اند که به رسم امانتداري خيانتي مرتکب نشوم و در ادامه براي محکم کاري و به قولي، خيال جمعي خودشان ، امروز تلفني هم از من خواستند که مطلب را در وبلاگ فارس درج کنم و من هم به ديده منت مطلب را در وبلاگ فارس قرار دادم

***************************************************************

جناب اقای فخریان عزیز :سلام مطالب شما را  با عنوان "شاید چند کلمه حرف ....."حساب یا همان چند نقطه ،خواندم ،بر ان شدم تا نسبت به ان چند کلمه ای را بنویسم ،خواهشمندم عین مطالب نوشته شده حقیر را در وبلاگتان قرار دهید ، از امانت داری شما پیشاپیش سپاسگذار خواهم بود.

اما در ابتدا ذکر این نکته را لازم می دانم که اگر از ابتدا شما نوشته های من را در  صبح میمه خوانده باشید ، باید به این نکته واقف باشید که در هیچ کدام از این دل نوشته ها قصد بی احترامی به شخص یا اشخاصی را نداشته ام و در اینده نیز نخواهم داشت و دست تمام کسانی را که برای پیشرفت میمه قدم بر می دارند می بوسم .اما اجازه بدهید سطر به سطر جواب نوشته های شما را بدهم .

در ابتدا نوشته اید :چند روزی است که در گوشه و کنار ،اسم شهرداری میمه را پر رنگ تر از قبل می شنویم . ایا از خود پرسیده اید چرا اسم شهرداری را پر رنگ تر از قبل شنیده ایم ، من که یک نفر هستم و سعادت این را هم نداشتم که در ایام عید نوروز اسم شهرداری را پر رنگ تر به شما بشنوایانم ( البته غلط املایی را ببخشید )مورد دوم :مرقوم فرموده اید : که نمی خواهم به دلیل این پیشامد بپردازم ، پس خودتان قبول دارید که پیشامدی اتفاق افتاده که نام شهرداری در این مدت پر رنگ شده است .

نوشته اید :اگر چه شهرداری میمه توسط شهردار غیر بومی هدایت می شود ،کاش می نوشتید شهرداری میمه توسط تیمی از افراد غیر بومی هدایت می شود .معاون ، مالی ،حراست ، دفتر فنی ،و حتی راننده شخصی جناب شهردار .

برای خط بعدی نوشته شما که کلمه غیر بومی نباید یک سری محدودیت ها و دیگر موارد در ذهن هر شخص متبادرشود را متوجه نشدم و با مراجعه به لغت نامه دهخدا هم چیزی دستگیرم نگردید که منتظر روشن شدن ذهن خودم از طرف جنابعالی هستم .

در خط بعدی تفاوت شهرداران بومی و غیر بومی را یاد اور گردیده اید!!

ایا می توانید تفاوت رفتاری و تفاوت مدیریت را تعریف کنید ؟

از محاسن جناب اقای شهردار روابط برون سازمانی را به عنوان مزیتی خاص برای میمه تعریف کرده اید؟

از شما خواهش می کنم از شهردار محترم به عنوان یک خبرنگار سوال بفرمایید که این روابط برون سازمانی چه منافعی را برای پیشرفت شهر میمه داشته است و این رابطه برون سازمانی کدام مزیت را داشته که شهرداریهای جوشقان،وزوان و لای بید نداشته اند؟

این که فرموده اید همه انسانها دارای نقاط مثبت و منفی هستند را کاملا قبول دارم ، اما می دانید در سالی که توسط رهبر انقلاب سال همت مضاعف و کار مضاعف نامیده شده دیگر دیدن نیمه خالی لیوان محلی از اعراب ندارد ، کما این که ما تاکنون اصل لیوان را هم مشاهده نکرده ایم چه برسد به این که نیمه خالی ان را ببینیم .در قسمتی نوشته اید مواردی که کارکرد شهرداری نا مطلوب است و از دید شهرداری نامطلوب است و از دید شهر وندان جنبه منفی دارد باید ریشه یابی شود، و در بسیاری از موارد خود ما به عنوان یک شهروند قوانین شهروندی را رعایت نمی کنیم .

ایا می دانید یکی از وظایف شهرداری اشنا کردن شهروندان با قوانین شهروندی است که در این ارتباط راه کارهای مناسبی از قبیل تشویق و جریمه پیش بینی شده است .و ایا نصب دستگاه گلاب گیری در ورودی دستشویی های میدان ورودی در شمال میمه احتیاج به برنامه ریزی دارد ؟در قسمتی کاهلی کارکنان زحمت کش شهرداری را وظیفه ناظران بر اعمال شهرداری دانسته اید .خواهش می کنم ناظرین بر شهرداری را تعریف کنید ؟در پاراگرافی نوشته اید که در اولین برخورد شیفته جناب شهردار شده اید !! ایا می دانید که انسانی اگر از روی عقل و تدبیر تصمیم بگیرد هیچگاه با یک جلسه شیفته کسی نمی گردد !!به عمل کار براید به سخندانی نیست !!

در جمله ای نوشته اید که جناب شیبانی هم از ایشان بسیار تعریف می کردند !! این هم دلیلی می شود بر قدر شناسی و یکی از نکات مثبت ایشان اما این دلیلی نمی شود که اگر روزی از کسی تعریف کردیم تا اخر کار نیز همان شیوه را ادامه دهیم ، کما این که در این جریانات اخیر کشور خیلی از خواص نیز به قول رهبر انقلاب مردود شدند.در جمله ای نوشته اید که در ملاقات دومتان برداشتتان این بوده که شهردار به این ذهنیت رسیده که برای مردم میمه کار کردن و نکردن یکسان است .

اما ایا می دانید با این نوشته اتان غرور مردم میمه را خدشه دار نموده و قدر شناسی مردم میمه را به زیر سوال برده اید و به سادگی از شان بالای مردم میمه گذر کرده اید .

در قسمتی از مردم گله مند شده اید که از تشکر خشگ و خالی خودداری می کنند .اقای فخریان،

اگر جای تشکر مانده لطفا اعلام کنید چنگال را به چه کسی بدهیم !!قضاوت را در این مورد به افکار عمومی واگذار نمایید!!

در قسمتی تابلوی شهر فرهنگی میمه را زیر سوال برده اید !!

ضمن احترامی که برای جنابعالی قائلم باید خدمت شما عارض گردم که هیچکدام از ما نمی توانیم با این گونه نوشته ها تاریخ و فرهنگ شهر خود را به سخره بگیریم .در جمله ای عملکرد شهردار مغزی را در طول مدت خدمتشان میزان قرار داده و نارضایتی شهروندان را از روی حب و بغض بیان کرده اید !

مراجعه به افکار عمومی میزان رضایت و شکایت از عملکرد شهرداری را مشخص می کند و ما نمی توانیم از نیت درونی کسی اگاه گردیم که از روی حب است یا بغض .

در جمله ای نوشته اید که شهرداری تا کنون مالی را نفروخته است !!

ایا می دانید که کمپرسی ولوو شهرداری فروخته شد و با ان سطلهای زباله خریداری گردید.سوال این است که بودجه دولتی خرید سطلهای زباله در کجا هزینه گردید؟

در سوالی دیگر پرسیده اید ایا با خرید تجهیزات برای شهرداری مخالف هستید ؟

جواب : هیچ عقل سلیمی با خرید تجهیزات مخالف نیست ، اما با لودر کوچک و ماشین جاروب و ماشین زباله با استقراض حدود ۲۰۰میلیون تومان که کارایی لازم را ندارند و باعث حیف و میل بودجه می شود ، اکثر شهروندان مخالف هستند.ایا نمی شد به جای خرید این وسایل بی مصرف با خرید چند دستگاه مینی بوس هیوندا، ناوگان فرسوده مسافر بری میمه را نوسازی کرد و اریا سفر را به سیر و سفر تبدیل کرد ؟کاری که شهرداران جوشقان و لای بید هم انجام دادند و کسی سر نرفت.

در قسمتی اعلام کرده اید که ایا بهتر نیست مسئولین شهرداری و شورای شهر اطلاع رسانی کنند :

جواب : مدینه گفتی و کردی جوابم ،ما هم خواهان اطلاع رسانی مسئولین شهری و اقناع شهروندان هستیم .این مردم گریزی شورا و شهردار چه علتی دارد؟

در قسمتی نوشته اید:دلیل به وجود امدن مشکلات پایان سال شهرداری را واقف هستید ولی به دلایلی از افشای ان معذورید!!

شما به عنوان رسانه وظیفه دارید مسئولین را به نقد بکشید ، همانگونه که امام ( ره )در جمله ای فرمودند :نقد ولو تخطئه یک هدیه است .دلایل رفتار سطحی و قهر شهردار را بگویید تا جلو شایعات گرفته شود.

در قسمتی از من خواسته اید که تا این حد از شهرداری و اقای مهندس مغزی شهردار میمه به بدی یاد نکنم !!
جواب : بنده تا کنون یک بار اقای شهردار را از نزدیک ندیده ام ، هیچ گونه خصومت شخصی با ایشان ندارم ،و تا کنون به خود اجازه نداده ام که از هیچ کس به بدی یاد کنم .اینجا شما یک طرفه به قاضی رفته اید .در قسمتی صحبت از دعوای خانگی کرده اید ! ما با هیچ کس دعوا نداریم ، اما از شما که پیشکسوت رسانه هستید طرح چنین موضوعی بعید است .و بنده به عنوان عضوی از نویسندگان صبح میمه جرات نوشتن و ابراز نظرات خود را دارم و بر این نکته عقیده دارم : که مسئول باید در معرض دید افکار عمومی باشد ، زیرا دیگر دوران قجری به سر امده و دنیا دهکده جهانی شده است .وظیفه رسانه در همه حال حضور نیست در بیشتر اوقات باید منعکس کننده دیدگاه های اذهان عمومی جامعه باشد و از شرفیاب شدن پرهیز نماید .

در جمله ای بنده را بوق تبلیغاتی خوانده اید ، ان هم بوق تبلیغاتی دشمن .قبول دارید اتهام سنگینی را به من وارد کرده اید ، بنده هیچ گاه بوق تبلیغاتی هیچ کس نشده و نخواهم شد چه برسد به دشمن و معنی دشمن را در این خصوص متوجه نشدم ، انهایی که من را می شناسند می دانند که حقیر هیچ گاه در این مدت عمری که از خدا گرفته ام از کسی خط و ربط نگرفته ام .

در مطلبی که تحت عنوان از اب هم می شود کره گرفت نیز چند ایراد وارد کرده اید که به اختصار برایتان جواب می دهم .

هیچ گاه میمه را با تهران مقایسه نکرده ام زیرا مقایسه فیل و فنجان است اما این نکته را قبول کنید که حقوق شهروندی میمه و تهران نمی شناسد ، همانگونه که شهروند تهرانی از بی ارتی استفاده می کند شهروند میمه ای نیز می تواند با مینی بوس نو مسافرت نماید ،استفاده از هوای پاک برای شهروند تهرانی و میمه ای به یک اندازه است ، سد معبر همانقدر برای میمه ای ازار دهنده است که برای پایتخت نشین دردسر ساز است ، حمل و دفن زباله و استفاده از امکانات عمومی حق تمام شهروندان ایران است .اگر شما یک کار خوب و عامه پسند از شهرداری سراغ دارید در بوق کنید ، کرنا پیشکش .راجع به شهرداری وزوان چیزی نمی نویسم چون عقیده دارم طرح این گونه سوالات تفرقه انگیز است .خودمان انقدر مسئله داریم که جای صحبت از شهر و شهرداری وزوان نیست .سوال کرده اید که ما به عنوان میمه ای برای شهرمان چکار کرده ایم !! جواب سوال شما این است که بنده فقط می توانم با نوشتن مطالبی کارهای انجام شده و انجام نشده را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دهم که فکر کنم کم ،کاری نیست .شما را نمی دانم!!

سوال کرده اید که که همه رفتنی هستیم و میمه می ماند !! جواب سوال شما را باز از جمله ای از رهبر فقید انقلاب می دهم ،امام فرمودند:نخواهیم بمانیم،کاری کنیم تا بماند .و ایا شما برای ماندن کار می کنید ، برای بقای سمتها و پستهای زود گذر و فانی ، الله اعلم .

نوشته اید که قصد ندارید له یا علیه کسی بنویسد ، اگر قصد داشتید چه می کردید ؟ چنان شمشیر را از رو بسته اید که خون از نوک ان به جای چکیدن فوران می زند و در اینجا نمی دانم قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس رادر اخر متنتان همانند فیلمهای هندی عمل کرده اید ، تا دل به دست اورید و احساسات را تحریک کنید،در پایان به عنوان عضو کوچکی از نویسندگان وبلاگ پر مشتری صبح میمه از تعداد بازدید کنندگان صبح میمه که رقمی در حدود پانصد تا ششصد نفر می باشند که در بین انان نیز تعدادی منتقد وجود دارد دست همه انها را می بوسم و به این جمله بسنده می کنم /ک خوش بود گرمحک تجربه اید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .موفق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 10:3  توسط محسن فخريان  |